من از غریبانه ترین دقایق باران
من از غریبانه ترین دقایق باران
برایت لبریزم...
و در هجوم دقایق بی باور اشک
میبارم بر سکوت شباهنگ مهتاب...
من از خوابهای شانه های دیدار
بوسه های پنهان سکوت
لالایی ستاره باران چشمها...
سهم تو را زمزمه میکنم
بر عبور رد پای احساس...
تا شاید نشانی از نور
پیدا شود بر آستانه ی دیدگانت
تنها از سمت چشمهایی... بی طلوع...
برایت لبریزم...
و در هجوم دقایق بی باور اشک
میبارم بر سکوت شباهنگ مهتاب...
من از خوابهای شانه های دیدار
بوسه های پنهان سکوت
لالایی ستاره باران چشمها...
سهم تو را زمزمه میکنم
بر عبور رد پای احساس...
تا شاید نشانی از نور
پیدا شود بر آستانه ی دیدگانت
تنها از سمت چشمهایی... بی طلوع...
- ۳۱۹
- ۲۴ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط