{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-دلم برات تنگ شده . برای صدای نفس هات ...برای نگاهت ...بر

-دلم برات تنگ شده . برای صدای نفس هات ...برای نگاهت ...برای عطر تنت ..
محکم نفس را در آغوش کشید و عطر موهایش را به ریه فرستاد . همان آرامشی که به دنبالش بود را در این دختر پیدا می‌کرد. نفس دست هایش را دور گردن او حلقه کرد و با آرامش چشم هایش را بست . مردانه بودن های او را دوست داشت .
-دل منم همین طور . فکر کردم رفتی ..
بغض توی صدایش دل مرد را لرزاند . صورت نفس را قاب گرفت :
-محاله! بدون تو نمی تونم!
نفس اشکش روی گونه چکید :
-دیگه تنها نذار . بخدا میمیرم‌...
مرد صورتش را قاب گرفت ، آن قدر دلتنگش بود که نمی‌توانست خوددار باشد . نگذاشت نفس حرفش را تمام کند دلتنگی اش را به شیوه ی خودش نشان داد .❤ ️
دیدگاه ها (۱)

🌹 سلام ۴ شنبه تون عالیامروزتان شاد وسرشاراز عشق و رضایتسلام...

p18تهیونگ برای چند ثانیه کاملاً بی‌حرکت ماند.«پارک ماریا.»هم...

p30

آوا که از شدت ترس نفسش بند آمده بود ولی با لبخند بغض آلود گف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط