{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

محمد من خل خوابم مادعصربدارم ن برم حاط بمارستا

محمد من خيلي خوابم مياد...عصربيدارم كن بريم حياط بيمارستان...حوصلم سررفته!
-باشه بخواب منم يه سر برم پيش دكترت...
چشمام روبستم وخوابيدم وُ خوابيدم وُ خوابيدم و
ديگه بيدار نشدم...................
-ساحل؟ ساحل؟..ساحل پاشو...ساحل ترخدا پاشو...ساحل التماست ميكنم ساحل عزيزدلم پاشو...زندگيم عشقم چرا
چشماتو باز نميكني؟صدامو ميشنوي؟؟؟ساحل پاشو عزيزم...
-آقابرو بيرون...بفرمابيرون...
خانوم ترخدايه كاري بكنين...نذارين زندگيمو ازدست بدم...
...

ديگه صدايي رونميشنيدم...نورسفيد رنگي رو ميديدم...
يه باغ بزرگي روميديدم و باسرخوشي ميدويدم و ميخنديدم....
دیدگاه ها (۱)

از سرانگشتانتروشنی می ریزد به روی قلب مه گرفته ام!و من محو م...

وداع روی تو ما را به خــــــــــــــــــاک خواهد سپرد... پرن...

روحـــــــــــــــــت شاد و یادت تا ابد گرامـــــــــی ای با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط