پارت
پارت ۴
ترکم کن
ات در اتاق تهیونگ رو زد (جدا میخوابیدن و اینکه ات اینکارو کرد چون که داشت بارون میومد و اینکه رعد و برق میومد و ات از رعد و برق میترسید..)
تهیونگ:بیا داخل
ات:میشه پیشت بخوابم؟ از رعد و برق میترسم
تهیونگ:باشه بیا بغلم
ات تهیونگ رو بغل کرد و خوابیدن ...
ترکم کن
ات در اتاق تهیونگ رو زد (جدا میخوابیدن و اینکه ات اینکارو کرد چون که داشت بارون میومد و اینکه رعد و برق میومد و ات از رعد و برق میترسید..)
تهیونگ:بیا داخل
ات:میشه پیشت بخوابم؟ از رعد و برق میترسم
تهیونگ:باشه بیا بغلم
ات تهیونگ رو بغل کرد و خوابیدن ...
- ۱.۲k
- ۲۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط