{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دو

پارت دو
ترکم کن
ویو ات:شب یهو بیهوش شده بودم و نفهمیدم که چی شد ولی وقتی چشمم رو باز کردم روی تخت بودم و تهیونگ بغلم بود..
ات:چطوری اومدم اینجا؟
تهیونگ:هیچی دیدم یهو غش کردی از گریه زیاد منم بغلت کردم اوردنت اینجا نفسم
ویو تهیونگ:یهو دیدم که ات چشماش رو باز کرد و منم بهش توضیح دادم چون پرسید ازم
ات:تهیونگ!!
تهیونگ:جانم
ات:خب باید یه چیزی بهت بگم.. اممم
تهیونگ:خب بگو نفسم
ات:من... من... فکر کنم عاشقت شدم( با لپ های سرخ شده)
تهیونگ:چیی!!؟ ( با ذوق)
ات:من.. دوستت دارممم( با کمی داد)
تهیونگ:منم دوستت دارممم
ویو ات:شانس اوردیم که اتاق عایق صداس و اگرنه همسایه ها مارو میکشتن

پارت بعدی رو هم دو سه دقیقه یا هر وقت دستم یکم نفس کشید میزارم 🙃
دیدگاه ها (۰)

پارت ۳ترکم کنات وقتی که شانزده سالش شد در همان شب در اتاق ته...

پارت ۴ترکم کنات در اتاق تهیونگ رو زد (جدا می‌خوابیدن و اینکه...

پارت اول سناریو عه ترکم کنتوضیحات:ات یک دختر کاملا مظلوم و م...

وقتی بهت سیلی زد....پارت ۲ ویو جونگکوکیهو افتادم یاده دعوایه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط