{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلشدهٔ ڪوی توام ،

دلشدهٔ ڪوی توام ،
دار به گیسوی توام

مستِ تن وبوی توام ،
محو لب و روی توام

جزتو به ڪس برحذرم،
گرڪه روم در خطرم

نازِ نگاهت نظرم ،
هیچ مگو رهگذرم.

چه کـردی با قلـم هایم
که دیگـرخط نمیــدانند

چه خوانم این معما را
که جز نام تـو ننویسند ...؟!
دیدگاه ها (۱)

هیچ کس مثل من اینگونه به تو مایل نیستدل ِ من مال ِ تو ! دل ت...

اندوه این سینه، غم من، صد کتاب استمثل قناری، در قفس، حالم خر...

برایت نامه ای از خون نوشتمبه لیلی ازغم مجنون نوشتموضواز چشمه...

میتوانم جان دهم در راه چشمانت ولیدر رهت قبلا فنا گشتم،دگر جا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط