{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اندوه این سینه، غم من، صد کتاب است

اندوه این سینه، غم من، صد کتاب است
مثل قناری، در قفس، حالم خراب است
این داستان عشق، حالم را گرفته
پایان هر فصلش، سراب است و سراب است
من، از تنفر پر شدم، وقتی که دیدم
هر پرسشی دارم ز دنیا، بی جواب است
هر روز، غم ها بیشتر، شادی ست کمتر
هر لحظه، سهم من، هزاران التهاب است
باید بگویم، قصه خود را، در این شعر
ظرف غم و اندوه، تنها شعر ناب است
من، صاحب دیوانی از اشعار نابم
اندوه این سینه، غم من، صد کتاب است
دیدگاه ها (۱)

سیب سرخی رابه من بخشیدورفتشاخه سبزدلم راچیدورفتعاشقیهای من ب...

ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﮔﺮ ﺑﺸﮑﻨﺪ.ﺑﺎ ﻧﺴﺨﻪ ﺩﺭﻣﺎﻥ ﻣﯿﺸﻮﺩ.ﭼﺸﻢ ﮔﺮﯾﺎﻥ ﻫﻢ ﺩﻣﯽﺑﺎ ﺑﻮﺳ...

هیچ کس مثل من اینگونه به تو مایل نیستدل ِ من مال ِ تو ! دل ت...

دلشدهٔ ڪوی توام ، دار به گیسوی توام مستِ تن وبوی توام ، محو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط