{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آره، داشتم میگفتم

آره، داشتم میگفتم
"دلتنگی خیلی وحشیه .."
مَکان و زمان نمیشناسه ..
یهو وسطِ یه روزِ خوب یا یه روزِ شلوغ ،وسطِ بلبشوی یه دَعوا ، موقع رَد شُدن از خیابون ،تو پاساژ وسطِ خرید، تو صفِ نونوایی، وسطِ جشنِ فارغ‌التَحصیلی ، شبِ عید، میونِ شلوغیِ مترو ، سَر جلسه‌ی امتحان ، حتی وَسطِ وانفسای قیامت چنگ میزنه تو گلوت و تویی که مات و مبهوت تو چشاش نگاه میکنی و خُشکت میزنه ..
حتّی به این فکر هم نمیکنی که این لامُروّت از کُجا پیداش شد ..
فقط غرق میشی و غرق میشی ..
چی میگفتم ..؟!
آره داشتم میگفتم
"دلتنگی خیلی وحشیه
دیدگاه ها (۱۳)

می‌دونم شاید نتوانید کمکم کنید ولی بهتون نیاز دارم ماجرای هم...

عاشقانه های شبنم

Enemys Embrsce [ part ۲۹ ]

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

چند پارتیـــــــــ🩷🍼ـــــــــوقتی میخوای خبر بارداریتو بهش ب...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p10رفتم حموم.شاید...

عاشقانه های شبنم

پارت یک امروز داشتم خیلی رندوم تو بارون قدم میزدمو آهنگ گوش ...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐صبح روز بعد، دوباره سوار اتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط