دوستی قدیمی تبدیل میشه به
دوستی قدیمی تبدیل میشه به .......
پارت یک
`ویو ا.ت`
ساعت تقریبا شیش و نیم بود که با صدای آلارم بیدار شدم
با کلی غریدن رفتم دست شویی یه دوش ده مینی گرفتم که سرحال شم موهام رو خشک کردم و گوجه ای بستم و لباسام رو پوشیدم و رفتم پایین که پیش مامان بابام صبحونه بخورم (علامت مامان ا.ت رو م.ت و پدر ا.ت رو پ.ت میزارم )
م.ت :او صبح بخیر خوابالو بیا صبحونه ی مورد علاقت رو درست کردم
ا.ت: صبح بخیر مامان الان میام
رفتم و سر میز نشستم
پ.ت :صبح بخیر زیبای خفته خوب خوابیدی
ا.ت: صبح بخیر بابا جونم آره مرسیی
ا.ت ویو با بادیگارد ها رفتم مدرسه
(بچه ها پدر ا.ت مافیا هست پدر جونگکوک همین طور)
مدرسه ویو
ا.ت :عه یونااااا سلامممم واسه امتحان ریاضی خوندی؟
یونا :نه تو چی ؟
ا.ت:منم نه
باهم خندیدن
ا.ت ویو
داشتیم با یونا میخندیدم که دیدم اون پسره جونگکوک اومد خورد تو ذوقم (از خداتم باشه )
داشتم به شانس بدم که چرا باید با این روبه رو شم فکر میکردم که یهو با صدای یونا از تو فکر در اومدم.
یونا:ا.تتتتت
ا.ت :ها بله چیشده
یونا: شیش بار صدات کردم جواب نمیدادی
ولش کن بریم کلاس الان معلم میاد
ا.ت :اوکی بیا بریم
ویو کلاس
ا.ت ویو:میخواستم برم سر جام بشینم که جونگکوک اومد جای من که ..........
اینم از پایان این پارت راستی یادم رفت ژانرش رو بگم
مافیای .عاشقانه
ببخشید اگر بد شد حمایت کنید لطفاااااا🥹💖
حمایتتتت
پارت یک
`ویو ا.ت`
ساعت تقریبا شیش و نیم بود که با صدای آلارم بیدار شدم
با کلی غریدن رفتم دست شویی یه دوش ده مینی گرفتم که سرحال شم موهام رو خشک کردم و گوجه ای بستم و لباسام رو پوشیدم و رفتم پایین که پیش مامان بابام صبحونه بخورم (علامت مامان ا.ت رو م.ت و پدر ا.ت رو پ.ت میزارم )
م.ت :او صبح بخیر خوابالو بیا صبحونه ی مورد علاقت رو درست کردم
ا.ت: صبح بخیر مامان الان میام
رفتم و سر میز نشستم
پ.ت :صبح بخیر زیبای خفته خوب خوابیدی
ا.ت: صبح بخیر بابا جونم آره مرسیی
ا.ت ویو با بادیگارد ها رفتم مدرسه
(بچه ها پدر ا.ت مافیا هست پدر جونگکوک همین طور)
مدرسه ویو
ا.ت :عه یونااااا سلامممم واسه امتحان ریاضی خوندی؟
یونا :نه تو چی ؟
ا.ت:منم نه
باهم خندیدن
ا.ت ویو
داشتیم با یونا میخندیدم که دیدم اون پسره جونگکوک اومد خورد تو ذوقم (از خداتم باشه )
داشتم به شانس بدم که چرا باید با این روبه رو شم فکر میکردم که یهو با صدای یونا از تو فکر در اومدم.
یونا:ا.تتتتت
ا.ت :ها بله چیشده
یونا: شیش بار صدات کردم جواب نمیدادی
ولش کن بریم کلاس الان معلم میاد
ا.ت :اوکی بیا بریم
ویو کلاس
ا.ت ویو:میخواستم برم سر جام بشینم که جونگکوک اومد جای من که ..........
اینم از پایان این پارت راستی یادم رفت ژانرش رو بگم
مافیای .عاشقانه
ببخشید اگر بد شد حمایت کنید لطفاااااا🥹💖
حمایتتتت
- ۱.۱k
- ۰۵ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط