{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺳﺮﺷﮑﺘﻪﺍﻡکردی...

ﺳﺮﺷﮑﺘﻪﺍﻡکردی...
مرا...
که برایت سر و دست می شکاندم
دیدگاه ها (۱)

نمیدانی چه دردی دارد...وقتی حتی حالم در واژه ها هم نمی گنجد....

از تنهاییم ژاکتی بافتم که به گرمی هیچ اغوشی نیست ولی بی منت...

سلام .شب تون بخیر تا امروز عصر با عشقم عضو این برنامه بودمال...

آمدم بر سر کوهی توضرور است مرا چو از پا بانم با سر می آیم✍️🍃...

امشب که از پنجره‌ی اتاقت آسمان را تماشا می کردی،دست ستارگانی...

بامدادان که کبوترهابر لبِ پنجره‌ی بازِ سحر غلغله می‌آغازند،ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط