فکرم را میخوانی

فکرم را میخوانی....
احساسم را میدانی!!
و لبهایم را بلدی!
مرا از بَری،
با آغوشم آشنایی و رویایم کار چشم های توست!
با دست هایم رفیق،
با پاهایم همراه،
و کنج دلم خانه ی توست!
انگار زندگی ام حوض آبی رنگی ست
که ♡تو باید هر لحظه در آن تن بشویی!
پیراهنت را که به باد دادی!
مرا بپوش!
که از اینجایش را...
تو بدانی،
من؛
و خدا کافی ست!
غیرت شاعرانه یعنی...
تو تن بشوی
تا عاشقت چشم های خدا را هم ببندد!،
دیدگاه ها (۳)

#بیا #مست کنیم!!#شراب لازم نیست؛#چشمان من و #لبهای تووو #کاف...

آغوشت را#شبی عاشقانه به آغوشـــــم بسپار....من و آغوشت...سال...

صبح آغاز ماجرای جديدی ست،از دوست داشتنمان وقتی، طلوع چشم‌های...

#شب که می شودپاییزِ #دلم را با شربتِ #سرخِ لبانت#رنگ‌ می زنم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط