وقتی بهشون میگی (اگه مامان به جای تو مرغ بزرگ میکرد بیشتر
وقتی بهشون میگی (اگه مامان به جای تو مرغ بزرگ میکرد بیشتر به دردمون میخورد )به عنوان خواهر کارکتر ها
متیو ریدل: جلوی در انبار وایساده بود و تو داشتی پست تنها درخت کریسمس رو از توی انبار در میاوردی که بهش گفتی :(گه مامان به جای تو مرغ بزرگ کرده بود حداقل یه کمکی میکرد .) که همون دقیقه یه سوسک اومد و شصت متر پریدی هوا که متیو گفت :(اگه مامان مرغ بزرگ کرده بود که الان تو از دست یه سوسک سکته کرده بودی .) و بدون توجه به جیغ جیغات برای خودش میره خونه و تو رو کامل تنها میزاره
تام ریدل : مادر پدرتون مسافرت بودن و شما غذا نداشتید که بهش میگی :(اگه مامان به جای تو یه مرغ بزرگ میکرد حداقل الان غذا داشتم .) که میگه :(اگه مامان به جای تو هم یه سگ بزرگ میکرد اخلاقش بهتر بود .) و از اون موقع به بعد ترجیح دادید جفتتون ساکت شید
دراکو مالفوی: داشت کتاب میخوند و تو هم داشتی کف کتابخونه رو تمیز میکردی و اون گاهی نگاهت میکرد و خنده پیروزمندانه میزد که بهش گفتی :(مرغ از تو خاصیتش بیشتره به جا خندیدن حداقل مورچه های کف کتابخانه رو میخوره) که تام گفت :(یادت نره سر چی شرط بستیم اگه تمیز نکنی مامان میفهمه که لیوان مورد علاقه اش رو شکوندی اینم هست که من بچه اولم مامان باید به جای تو مرغ بزرگ میکرد نه من . ) و تو با جارو میافتی دنبالش
لورنزو : گوشیت داشت اونور اتاق زنگ میخورد و نو حال نداشتی پس بهش گفتی گوشیت رو بیاره و اون هم گوشیت رو که نیاورد کولر رو خاموش کرد و رفت که تو داد زدی :(به خدا اگه مرغ بود به حرفم بیشتر گوش میداد چرا کولر رو خاموش کردی بیشعور ) که اونم گفت (: اول که مرغ چه جوری گوشیت رو بیاره دوم اینکه اگه ماست هم بودی خودت میرفتی گوشیت رو میاوردی سوم اینکه کولر هم خاموش کردم چون برق حداقل یه خاصیتی داره که صرفه جویی بشه)و از تخریبی که شدی سکوت را ترجیح دادی
ریگولوس : داشتی یکی از طلسم ها رو تمرین میکردی ولی نمیشد هی به خودت فحش میدادی و ریگولوسم اون طرف میخندید که بهش گفتی :(مامان اگه مرغ رو بزرگ میکرد حداقل شاید میتونستم بگم یه داداش ندارم که نشسته بدبختیمو میبینه میخنده .) که ریگولوس هم گفت :( مامان اگه مرغ بزرگ میکرد هم آنقدر خنگ نبود که نفهمه چوب دستیش اون طرف رو میزه و چوب معمولی برداشته )
امیدوارم خوشتون بیاد (سعی کردم موضوعش متفاوت با تکپارتی قبلی باشه)
متیو ریدل: جلوی در انبار وایساده بود و تو داشتی پست تنها درخت کریسمس رو از توی انبار در میاوردی که بهش گفتی :(گه مامان به جای تو مرغ بزرگ کرده بود حداقل یه کمکی میکرد .) که همون دقیقه یه سوسک اومد و شصت متر پریدی هوا که متیو گفت :(اگه مامان مرغ بزرگ کرده بود که الان تو از دست یه سوسک سکته کرده بودی .) و بدون توجه به جیغ جیغات برای خودش میره خونه و تو رو کامل تنها میزاره
تام ریدل : مادر پدرتون مسافرت بودن و شما غذا نداشتید که بهش میگی :(اگه مامان به جای تو یه مرغ بزرگ میکرد حداقل الان غذا داشتم .) که میگه :(اگه مامان به جای تو هم یه سگ بزرگ میکرد اخلاقش بهتر بود .) و از اون موقع به بعد ترجیح دادید جفتتون ساکت شید
دراکو مالفوی: داشت کتاب میخوند و تو هم داشتی کف کتابخونه رو تمیز میکردی و اون گاهی نگاهت میکرد و خنده پیروزمندانه میزد که بهش گفتی :(مرغ از تو خاصیتش بیشتره به جا خندیدن حداقل مورچه های کف کتابخانه رو میخوره) که تام گفت :(یادت نره سر چی شرط بستیم اگه تمیز نکنی مامان میفهمه که لیوان مورد علاقه اش رو شکوندی اینم هست که من بچه اولم مامان باید به جای تو مرغ بزرگ میکرد نه من . ) و تو با جارو میافتی دنبالش
لورنزو : گوشیت داشت اونور اتاق زنگ میخورد و نو حال نداشتی پس بهش گفتی گوشیت رو بیاره و اون هم گوشیت رو که نیاورد کولر رو خاموش کرد و رفت که تو داد زدی :(به خدا اگه مرغ بود به حرفم بیشتر گوش میداد چرا کولر رو خاموش کردی بیشعور ) که اونم گفت (: اول که مرغ چه جوری گوشیت رو بیاره دوم اینکه اگه ماست هم بودی خودت میرفتی گوشیت رو میاوردی سوم اینکه کولر هم خاموش کردم چون برق حداقل یه خاصیتی داره که صرفه جویی بشه)و از تخریبی که شدی سکوت را ترجیح دادی
ریگولوس : داشتی یکی از طلسم ها رو تمرین میکردی ولی نمیشد هی به خودت فحش میدادی و ریگولوسم اون طرف میخندید که بهش گفتی :(مامان اگه مرغ رو بزرگ میکرد حداقل شاید میتونستم بگم یه داداش ندارم که نشسته بدبختیمو میبینه میخنده .) که ریگولوس هم گفت :( مامان اگه مرغ بزرگ میکرد هم آنقدر خنگ نبود که نفهمه چوب دستیش اون طرف رو میزه و چوب معمولی برداشته )
امیدوارم خوشتون بیاد (سعی کردم موضوعش متفاوت با تکپارتی قبلی باشه)
- ۱۵.۶k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط