ولی حیف که نیو نذاشت همه چی خوب پیش بره و تو مهمونی حساب
.ولی حیف که نیو نذاشت همه چی خوب پیش بره و تو مهمونی حسابی مست کرد
"جیم"
با هزار بدبختی تونستم تو مهمونی نیو رو جمعش کنم که ابروی اقای رو رو نبره و الانم که مست کرده و تو ماشین خوابه...واقعا که چه غلطی کردم اومدم محافظ این شدم...ولی به خوشگلیش میارزه...بالاخره رسیدیم عمارت...اقای رو گفته بود که این یک ماهی که کره اس من بمونم عمارت پیش نیو...ماشین رو تو حیاط عمارت پارک کردم و کمربندم رو باز کردم...رو به نیو کردم و صداش زدم
-نیو...نیو
یکم تکونش دادم ولی انگار نه انگار...مجبور بودم بغلش کنم...از ماشین پیاده شدم و در سمت نیو رو باز کردم و یه دستمو بردم زیر زانوش و دست دیگم رو زیر گودی کمرش...واقعا که سبک بود...در رو با پام اروم بستم و رفتم داخل...در اتاقش رو اروم باز کردم و گذاشتمش رو تختش...نمیتونستم همه ی لباساش رو در بیارم و خودم هم راضی نبودم پس فقط دکمه ی کتش رو باز کردم و از تنش دراوردم...پتو رو کشیدم روش و از اتاق خارج شدم...نفسم خیلی یهویی و عجیب گرفته بود...نفس نفس زنان با قلبی که وحشیانه به قفسه ی سینم میتپید به در تکیه دادم و خیلی اروم نشستم رو زمین و سیگاری روشن کردم و دکمه ی کتم رو باز و کرواتم رو شل کردم...سیگارمو کشیدم و همونجا رو زمین خاموشش کردم و نفهمیدم که کی خوابم برد
"جیم"
با هزار بدبختی تونستم تو مهمونی نیو رو جمعش کنم که ابروی اقای رو رو نبره و الانم که مست کرده و تو ماشین خوابه...واقعا که چه غلطی کردم اومدم محافظ این شدم...ولی به خوشگلیش میارزه...بالاخره رسیدیم عمارت...اقای رو گفته بود که این یک ماهی که کره اس من بمونم عمارت پیش نیو...ماشین رو تو حیاط عمارت پارک کردم و کمربندم رو باز کردم...رو به نیو کردم و صداش زدم
-نیو...نیو
یکم تکونش دادم ولی انگار نه انگار...مجبور بودم بغلش کنم...از ماشین پیاده شدم و در سمت نیو رو باز کردم و یه دستمو بردم زیر زانوش و دست دیگم رو زیر گودی کمرش...واقعا که سبک بود...در رو با پام اروم بستم و رفتم داخل...در اتاقش رو اروم باز کردم و گذاشتمش رو تختش...نمیتونستم همه ی لباساش رو در بیارم و خودم هم راضی نبودم پس فقط دکمه ی کتش رو باز کردم و از تنش دراوردم...پتو رو کشیدم روش و از اتاق خارج شدم...نفسم خیلی یهویی و عجیب گرفته بود...نفس نفس زنان با قلبی که وحشیانه به قفسه ی سینم میتپید به در تکیه دادم و خیلی اروم نشستم رو زمین و سیگاری روشن کردم و دکمه ی کتم رو باز و کرواتم رو شل کردم...سیگارمو کشیدم و همونجا رو زمین خاموشش کردم و نفهمیدم که کی خوابم برد
- ۱۷.۴k
- ۱۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط