{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شک نکن عبد افسرده ای بودم...

شک نکن عبد افسرده ای بودم...
یک تن نیمه مرده ای بودم...

بی تو خود را حساب می کردم...
چک برگشت خورده ای بودم!...
دیدگاه ها (۲)

آنقَدَر نیمه نما ها به تنم زخم زدند...نیمه ی گمشده ام آمد و ...

چندی قبل که مهمان یکی از آشنایان بودم به او گفتم:خروسی داشتی...

آه است خیابان به خیابان به لبم...از این همه بی تفاوتی در عجب...

چشمان تو شورای نگهبان دارد...مسئولیت حذف بزرگان دارد...خونِ ...

میگن آدما نیمه گمشده دارن.. به نظرم اشتباهه چون از وقتی پیدا...

گاهی آدم‌ به خاطر عبور از مرحله‌ای چنان درد می‌کشد و تغییر م...

اقا شاید خندتون بگیره ولی من کوچیک بودم فک می کردم تاداشی شه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط