{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبها شبیه زنی خودم را

شبها شبیه زنی خودم را
میبینم که عمریست با کسی
زندگی میکند که به اجبار به او بله گفته من اصلا نبودنت را دوست ندارم به زور تحملش میکنم .. سرش را با من روی یک بالش میگذارد با من حرف میزند غذا میخورد .. حتی گاهی به من محبت میکند اما من باز دوستش ندارم نبودنت را دوست ندارم اما مجبورم تحمل کنم و دم نزنم .
دیدگاه ها (۶۶)

ﺗﻮ ﻧﮕﺮﺍﻧﻢ ﻧﺸﻮ!ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ!ﯾﺎﺩ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺍﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺎ ...

‍ دلمان فقط یکم بیشتر تنگ میشود وقتی...آسمان را به زمین میدو...

‍ یک عده تو را دوست دارند؛که توی هوایِ بهشت گونه ی اردیبهشتب...

کرمش افتاده بود به جانم که آکواریوم بخرم،آنهم آکواریوم آبِ ش...

ᴘᴀʀᴛ31

سلامممممخوب هستین همه؟[ازمایشگاه سرد}پارت نهم:دیدم جنازه ی ی...

در نیمه های شب پارت ششم (ادامه)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط