{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

منو به مرز جنون رسوندی بانو ..( part 1 )

منو به مرز جنون رسوندی بانو ..( part 1 )

از اتاق خارج شدی و نگاهی به اطراف کردی ، با هیونجینی که روی کاناپه نشسته بود و مشغول دیدن فیلمی از طریق تلوزیون بود رو به رو شدی .. به سمت اشپز خونه حرکت کردی و در همین حین سوالی رو مطرح کردی :

+ بقیه کجان ؟
_ رفتن هایپر
+ که اینطور

به سمت یخچال رفتی و درش رو باز کردی ، پارچ اب رو بیرون اوردی و لیوانی که در دستت داشتی رو پر از اب کردی و پارچ رو سر جاش قرار دادی ، در یخچال رو بستی و لیوان اب رو سر کشیدی .. لیوان رو توی سینک قرار دادی و از اشپز خونه خارج شدی ، به سمت هیونجین رفتی و کنارش روی کاناپه نشستی .. الان بهترین زمان برای مطرح کردن سوال های توی ذهنت بود .. پس شروع به صحبت کردی

+ هیون
_ هوم
+ هان معمولا از چه دخترایی خوشش میاد ؟
_ چطور مگه ؟
+ همینجوری ، میخوام بدونم
_ لازم نیست
+ یااا
_ خب من از کجا بدونم بچه
+ حداقل بگو ببینم تو رابطس یا نه ؟ جدیدا خیلی عجیب رفتار میکنه
_ نه با کسی نیست
+ نقطه ضعفاش رو میدونی ؟
_ چه نقطه ضعفی ؟
+ مثلا رو چیا حساسه ؟ چطور میشه مخشو زد ؟

نگاهی عجیب بهت کرد و ادامه داد :

_ واسه چی میپرسی
+ میخوام بدونم
_ برای چی میخوای بدونی
+ یاا اگه نمیخای بگی بگو نمیگم براچی انقدر میپیچونی
_ درسته نمیخوام بگم
+ چیشش

از روی کاناپه بلند شدی و به سمت اتاقت حرکت کردی ، وارد اتاق شدی و خودت رو روی تخت رها کردی ، گوشیت رو از روی میز عسلی کنار تخت برداشتی و صفحه چت دوستت رو باز کردی ، با سرعت تایپ کردی :

+ هیون جوابمو نمیده ، فقط میپیچونه .. ولی فهمیدم که با کسی نیست
‘ همینم که فهمیدی با کسی نیست خیلی خوبه .. داشتم سکته میکردم
+ « خنده » فعلا خیالت راحت ، بازم سعی میکنم ببینم میتونی چیزی بفهمم
‘ مرسیی دورت بگردمم
+ کاری نمیکنم که ، پس فعلا
‘ فعلا ، مراقب خودت باش
+ همچنین

گوشیت رو خاموش و روی میز قرار دادی ، بلند شدی تا قبل از رسیدن پسرا یک دوش بگیری .. بعد از برداشتن لوازم مورد نیازت وارد حموم شدی …
دیدگاه ها (۵۱)

وقتی من دیگه نفس نکشیدم اون وقت میتونن تورو ازم جدا کنن .. (...

وقتی من دیگه نفس نکشیدم اون وقت میتونن تورو ازم جدا کنن ..( the last part )

دوستت دارم بیشتر از هر چیزی که فکرشو بکنی .. ( the last part )

دوستت دارم بیشتر از هر چیزی که فکرشو بکنی … ( part 2 )

𝘞𝘩𝘦𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵 𝘤𝘢𝘭𝘭𝘪𝘯𝘨 𝘶𝘴 𝘱𝘢𝘳𝘵:08در رو بستی و رفتی رختکن.......

منو به مرز جنون رسوندی بانو …(pert 3 )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط