{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🍒🌱خواستم گم شوم امّا تو چرا گفتی نه ؟

🍒🌱خواستم گم شوم امّا تو چرا گفتی نه ؟
    دیشب امّا به یکی بودن ما گفتی نه
    باز هم صبح سحر ناله زدم پی در پی
    ول کن این دست پر از زخم مرا ،گفتی نه
    تو مرا در قفسم بیکس و تنها بگذار
    نیستم همسفر چلچله ها ، گفتی نه
    خواستم بشکنم این شیشه ی پر دغدغه را
    خواستم کم کنم این فاصله را ، گفتی نه
    راه دور است و من از فاصله ها بیزارم
    نه! ندارم من ازین حوصله ها ، گفتی نه ...🍒🌱
دیدگاه ها (۰)

#گیلان_من #سیر_قلیه

#عکس_نوشته

🌱🍒برون نمی رود زخاطرم خیال وصالتاگر چه نیست وصالی ولی خوشم ب...

🍒🌱هزار پاره دلم راد فو کنی بمهرمرا که جز تو نخواهم ز هیچکس م...

رمان جدیددددد....# رمان: زیر نور خاموش سئول## فصل اول: دختری...

از تعجب دهانم باز مانده بود من و پریسا !  خانواده ما هزاران ...

چند پارتی تئو p1۳ پارتی تئو موهای پر کلاغیمو دم اسبی بستم رد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط