{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آمد بت میخانه تا خانه برد ما را

آمد بت میخانه تا خانه برد ما را
بنمود بهار نو تا تازه کند ما را

بگشاد نشان خود بربست میان خود
پر کرد کمان خود تا راه زند ما را

مولانا
دیدگاه ها (۱)

خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش...

انسانها یک لحظه شبیه خدا میشوندو آن هم موقعی است که به کسی ن...

صبحدم چون آسمان در گردش آرد جام زردر گمان افتم که خورشیدست ی...

می نویسم واژه هاییاز عطر دوست داشتن یک گل سرخاز نفس سبز یک ن...

هر که به دام عشق افتاد، دیگر حساب خویش از جهان جدا کردنه از ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮. میا خشکش زد.نفسش...

کتاب های خونین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط