{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبحدم چون آسمان در گردش آرد جام زر

صبحدم چون آسمان در گردش آرد جام زر
در گمان افتم که خورشیدست یا جام شراب

جان سرمستم برقص آید ز شادی ذره‌وار
هر نفس کز مشرق ساغر برآید آفتاب

خواجوی_کرمانی

ســــــــــــلام یاران جان
صبحتون نورافشان و پرتوصیف از تصدیق بهشت و متبرک به دست نوازنده ی کردگار و جاری در لبخند خلایق
دیدگاه ها (۳)

آمد بت میخانه تا خانه برد ما رابنمود بهار نو تا تازه کند ما ...

خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و توبه دو نقش...

می نویسم واژه هاییاز عطر دوست داشتن یک گل سرخاز نفس سبز یک ن...

ستاره‌ها خیس خواب بودندتنهاتو می‌توانستیدست‌های گم‌شده‌ی رود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط