{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امان از آن روز که آدم خودش را بلد شود

امان از آن روز که آدم خودش را بلد شود
برسد ته خط، دوباره برگردد و از سر خط شروع کند...
امان از آدمی که دیگر حرفی نداشته باشد با کسی بزند...
آدمی که تا دهان باز کند بشنود " باز هم خدا را شکر کن " آدمِ ساکتی میشود که بلند تر میخندد...
امان از خنده هایی که کارش فقط این باشد که فرصتِ سوال کردن را از بقیه بگیرد...

امان از آدمی که شبهایش به خواب نگذرد
تنش نوازش نشود
دلش نلرزد
اما دیگر خیلی هم سختش نشود...!

آدمی که در اوجِ لذت بی لذت شود
انتظارِ همه چیز را داشته باشد
و فاصله اخم و لبخندش کم و کمتر شود
امان از اشکهایی که دیگر فقط برقی گوشه پلک ها بزند و بیخِ گلو آب شود...
دیدگاه ها (۹)

«bloody shadows»(سایه های خونی) part 36/روی چوب‌های گرم اسکل...

Between Sleep and Breath

امان از آن روز که آدم خودش را بلد شود برسد ته خط، دوباره برگ...

از قدیمی ها...

قطره اول

♥دوستان عزیزم رمان سیگار شکلاتی هنوز قسمت دومش اماده نیست ای...

دانلــــــــــود رماڹ ‌★سیگار شڪلاتے★خلاصه اے از رماڹ ☆سیگار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط