{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک مافیایی شب پارت

🖤فیک مافیایی شب پارت13🖤

کوک: من خوبم شما خوبید؟
لینا: کوووک رسمی حرف نزن.. راستی این دختر خوشگله کیه
چرا دستش تو دست توعه؟
کوک: ایشون دوست ختر بنده و قراره نامزد کنیم
لینا: چیی.... اصلا خوشگل نیست.
خودتو معرفی نمیکنی؟
رونا: بله سلام من پارک رونا 22ساله هستم.
لینا: اهان که اینطور حتما منو میشناسی نیازی به معرفی نیست...
رونا: بله من کاملا شما را میشناسم.
کوک: خانم چوی خانم لینا را به اتاقشون ببر..
خانم چوی: چشم ارباب جوان
لینا توی دلش: دختره دختره ی
دیوونه عشق منو میدزدی
بلدم باهات چیکار کنم..«سر میز شام»

راوی: کوک و رونا کنار هم نشسته بودن و لینا هم همینجور هرس میخورد..
کوک: شام منو رونا تموم شد و رفتیم اتاقمون.
لینا روبه خدمه گفت: تویی یک اتاق میخوابن؟
خدمه: بله همینجوره.
دیدگاه ها (۴)

🥀🥺

🖤فیک مافیایی شب پارت12🖤کوک: داشتم از پله ها میومدم پایین چون...

🙂🤍

رمان جونکوک

رمان غریبه کوچولو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط