Part
Part 12
میدونستی که عاشقتم؟؟؟
فلیکس:سوالمو با سوال جواب نده عوضی
وبعد روی صندلی عقب نشست جونگین راننده و سونگمین هم جلو نشسته بود و هیونلیکس هم عقب نشسته بودن
سونمگین:فلیکس نقشه ات چیه؟؟
فلیکس:اول همه چی رد از زیر زبونش میکشیم بیرون بعد خودم میدونم باید چکارش کنم
سونمگین:میخوای برم بیارمش؟؟
فلیکس:برو مشکلی پیش اومد صدام کن
جونگین:فلیکس میشه منم برم؟؟
فلیکس:برو
و سونمگین و جونگین رفتن سراغ نیکی
سونمگین:اسمت جونگینه؟؟
جونگین:آره
جونگین:چند سالته؟؟
سونمگین:۲۰
جونگین:هوراااااا من ازت بزرگ تتررممم
سونمگین:چچچیییییی؟؟
جونگین:من ۲۱ سالمه هاهاهاا
سونمگین:ای بابا
و رفتن سراغ نیکی
"ویو هیونلیکس داخل ماشین"
هیونجین:همیشه اینقدر بی ادبی؟؟
فلیکس که عصبانی شد میخواست یه چیزی بگه که صدای تفنگ بلند شد
فلیکس:بعدا میدونم چکارت کنم
و بعد در ماشینو باز کرد و رفت سمت بار
هیونجین هم پشت سرش رفت سمت بار
رفتن طبقه ی بالا
فلیکس میخواست در رو باز کنه که دید قفله
هیونجین رو مخاطب قرار داد و گفت
فلیکس:برو عقب
و هیون هم رفت عقب
فلیکس تمام زورشون جمع کرد و با یه ضربه در باز شد
مَکس(یکی از دشمن های فلیکس):تو اینجا چکار میکنی؟؟
فلیکس با پوزخندی رفت جلو گفت
فلیکس:اوووه اینجا رو نگاه ببین کی جرئت کرده بیاد مزاحم کارام بشه
و بعد فلیکس رفت جلو یقش و گرفت و به سمت در بردش و سریع لا یه حرکت بیهوشش کرد
سونمگین و جونگین هم که از اون طرف داشتن میومدن که جونگین گفت
جونگین:نیکی رو گیر اوردیم الان تو ماش_
و با صحنه رو به روش جا خورد
جونگین:این کیه؟؟؟
فلیکس:یه خره که جرئت کرده مزاحم کارام بشه
اینو با حالت ترسناکی گفت
و بعد چاقوش و در اورد و نشست روی زمین
و روی دست راست مکث،با چاقوش شروع کرد به نوشتن جمله ای روی دست مکث
جمله ای که فلیکس با چاقو نوشت روی دست مکث:see you later
*معنی:بعدا میبینمت
و بعد از نوشتن این جمله، خونی که روی دست مکث بود رو با چاقو برداشت و روی دیوار روبه رویه مکث نوشت:
And that nothing good awaits you
*معنی: و اینکه چیزای خوبی در انتظارت نیست*
و بعد پاشد رفت به سمت دستشویی
جونگینی که از اون موقع باورش نمیشد یه بچه ی ۱۹_۱۸ ساله همچین کارایی میکنه
سونمگین:تازه این یکی از کارای آدیشه
و بعد رفت
هیونجین:بهتره بریم
جونگین: آره
و بعد به سمت ماشین راهی شدن
و...
ادامه دارد...
✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧
🎀خب قشنگا خوب بود؟؟
به نظر خودم یکم بد شد
🎀ولی نظر شماها مهم تره
بریم سراغ ششششرررطططهههااااا:
❤️۲۰ لایک
💬۲۲ کامنت
۲ بازنشر
#فیکشن#فیک#استری کیدز#اسکیز#فیلیکس#هیونجین#جونگین#هان#لینو#بنگ چان#چانگبین#هیونلیکس#میسونگ#کیپاپ#کیدراما#
میدونستی که عاشقتم؟؟؟
فلیکس:سوالمو با سوال جواب نده عوضی
وبعد روی صندلی عقب نشست جونگین راننده و سونگمین هم جلو نشسته بود و هیونلیکس هم عقب نشسته بودن
سونمگین:فلیکس نقشه ات چیه؟؟
فلیکس:اول همه چی رد از زیر زبونش میکشیم بیرون بعد خودم میدونم باید چکارش کنم
سونمگین:میخوای برم بیارمش؟؟
فلیکس:برو مشکلی پیش اومد صدام کن
جونگین:فلیکس میشه منم برم؟؟
فلیکس:برو
و سونمگین و جونگین رفتن سراغ نیکی
سونمگین:اسمت جونگینه؟؟
جونگین:آره
جونگین:چند سالته؟؟
سونمگین:۲۰
جونگین:هوراااااا من ازت بزرگ تتررممم
سونمگین:چچچیییییی؟؟
جونگین:من ۲۱ سالمه هاهاهاا
سونمگین:ای بابا
و رفتن سراغ نیکی
"ویو هیونلیکس داخل ماشین"
هیونجین:همیشه اینقدر بی ادبی؟؟
فلیکس که عصبانی شد میخواست یه چیزی بگه که صدای تفنگ بلند شد
فلیکس:بعدا میدونم چکارت کنم
و بعد در ماشینو باز کرد و رفت سمت بار
هیونجین هم پشت سرش رفت سمت بار
رفتن طبقه ی بالا
فلیکس میخواست در رو باز کنه که دید قفله
هیونجین رو مخاطب قرار داد و گفت
فلیکس:برو عقب
و هیون هم رفت عقب
فلیکس تمام زورشون جمع کرد و با یه ضربه در باز شد
مَکس(یکی از دشمن های فلیکس):تو اینجا چکار میکنی؟؟
فلیکس با پوزخندی رفت جلو گفت
فلیکس:اوووه اینجا رو نگاه ببین کی جرئت کرده بیاد مزاحم کارام بشه
و بعد فلیکس رفت جلو یقش و گرفت و به سمت در بردش و سریع لا یه حرکت بیهوشش کرد
سونمگین و جونگین هم که از اون طرف داشتن میومدن که جونگین گفت
جونگین:نیکی رو گیر اوردیم الان تو ماش_
و با صحنه رو به روش جا خورد
جونگین:این کیه؟؟؟
فلیکس:یه خره که جرئت کرده مزاحم کارام بشه
اینو با حالت ترسناکی گفت
و بعد چاقوش و در اورد و نشست روی زمین
و روی دست راست مکث،با چاقوش شروع کرد به نوشتن جمله ای روی دست مکث
جمله ای که فلیکس با چاقو نوشت روی دست مکث:see you later
*معنی:بعدا میبینمت
و بعد از نوشتن این جمله، خونی که روی دست مکث بود رو با چاقو برداشت و روی دیوار روبه رویه مکث نوشت:
And that nothing good awaits you
*معنی: و اینکه چیزای خوبی در انتظارت نیست*
و بعد پاشد رفت به سمت دستشویی
جونگینی که از اون موقع باورش نمیشد یه بچه ی ۱۹_۱۸ ساله همچین کارایی میکنه
سونمگین:تازه این یکی از کارای آدیشه
و بعد رفت
هیونجین:بهتره بریم
جونگین: آره
و بعد به سمت ماشین راهی شدن
و...
ادامه دارد...
✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧✦✧
🎀خب قشنگا خوب بود؟؟
به نظر خودم یکم بد شد
🎀ولی نظر شماها مهم تره
بریم سراغ ششششرررطططهههااااا:
❤️۲۰ لایک
💬۲۲ کامنت
۲ بازنشر
#فیکشن#فیک#استری کیدز#اسکیز#فیلیکس#هیونجین#جونگین#هان#لینو#بنگ چان#چانگبین#هیونلیکس#میسونگ#کیپاپ#کیدراما#
- ۱.۶k
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط