{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روز عاشورا ابوالفضل از کرم

روز عاشورا ابوالفضل از کرم
تشنه لب زد بر لب دريا ألم

بس که دردل داشت سوز و التهاب
دستها پر کرد تا نوشد ز آب

ديد اندر آب عکس يار خويش
در تحير ماند از کردار خويش

گفت با نفس خود اى نفس دنى
از همه دشمن دنى تر دشمنى

(اى نفس)
تو مرا ميخواستى رسوا کنى؟
شرمسار از مادرم زهرا(س) کنى؟
دیدگاه ها (۸)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش اول)

در کربلاوفاداری را به نامِ عباس نوشتند…چه آب را برسانی چه تش...

هر که دارد سر سودای خدا بسم اللههر که دارد غم مهمانی ما بسم ...

هر که دارد سر سودای خدا بسم اللههر که دارد غم مهمانی ما بسم ...

چه کسی دیده لب آب بسوزد جگری؟😔🌱 روی دست پدری جان بسپارد پسری...

🌹خلاصه زندگینامه حضرت ابوالفضل العباس(ع) - ادامه....🌹حضرت عب...

هر که دارد سر سودای خدا بسم اللههر که دارد غم مهمانی ما بسم ...

🌹خلاصه زندگینامه حضرت ابوالفضل العباس(ع) - ادامه....🌹حضرت عب...

🌹خلاصه زندگینامه حضرت ابوالفضل العباس(ع) - ادامه....🌹حضرت عب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط