روز عاشورا ابوالفضل از کرم
روز عاشورا ابوالفضل از کرم
تشنه لب زد بر لب دريا ألم
بس که دردل داشت سوز و التهاب
دستها پر کرد تا نوشد ز آب
ديد اندر آب عکس يار خويش
در تحير ماند از کردار خويش
گفت با نفس خود اى نفس دنى
از همه دشمن دنى تر دشمنى
(اى نفس)
تو مرا ميخواستى رسوا کنى؟
شرمسار از مادرم زهرا(س) کنى؟
تشنه لب زد بر لب دريا ألم
بس که دردل داشت سوز و التهاب
دستها پر کرد تا نوشد ز آب
ديد اندر آب عکس يار خويش
در تحير ماند از کردار خويش
گفت با نفس خود اى نفس دنى
از همه دشمن دنى تر دشمنى
(اى نفس)
تو مرا ميخواستى رسوا کنى؟
شرمسار از مادرم زهرا(س) کنى؟
- ۵۲۱
- ۱۵ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط