فیک : ددی مافیایی من
فیک : ددی مافیایی من
پارت : 72
نامجون ویو :
کوک رفت و چند تا ضربه محکم به در زد ولی نشکست اهه لعنتی
رفتم سمتش و گفتم
نامجون : بزار من امتحان کنم
( یه لگد زدم ولی نشکست..
دوتا لگد زدم بازم نشکست
لگده سومو که زدم در شکست
صورتمو با خوشحالی طرفه پسرا برگردوندم که دیدم همشون دارن خوشحالی میکنن
بهشون گفتم)
نامی : خب بچه ها نمیخواید بریم تهیونگ رو از دسته اون شیطان نجات بدیم؟
پسرا و جیا : معلومه که میخوایم
نامی : پس بزنید بریم
( همه پسرا داشتن میرفتن بیرون و منم میخواستم برم بیرون که دیدم جیمین روی زمین افتاده و لباسش پر از خون شده و هوپی بالای سرشه با نگرانی رفتم پیششون و گفتم)
نامی : هوسوک چی شده؟
هوپی : جیمین خونه زیادی از دست داده نامجون نمیتونه راه بیاد
نامجون : میخوای من بغلش کنم ببرمش؟
هوپی : نه خودم میارمش جیمین سبکه
( هوپی اینو گفت و جیمین رو براید بغل کرد و باهم رفتیم بیرون بقیه پسرا و جیا یزره از ما دور بودن برای همین یزره تند راه رفتیم)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پارت : 72
نامجون ویو :
کوک رفت و چند تا ضربه محکم به در زد ولی نشکست اهه لعنتی
رفتم سمتش و گفتم
نامجون : بزار من امتحان کنم
( یه لگد زدم ولی نشکست..
دوتا لگد زدم بازم نشکست
لگده سومو که زدم در شکست
صورتمو با خوشحالی طرفه پسرا برگردوندم که دیدم همشون دارن خوشحالی میکنن
بهشون گفتم)
نامی : خب بچه ها نمیخواید بریم تهیونگ رو از دسته اون شیطان نجات بدیم؟
پسرا و جیا : معلومه که میخوایم
نامی : پس بزنید بریم
( همه پسرا داشتن میرفتن بیرون و منم میخواستم برم بیرون که دیدم جیمین روی زمین افتاده و لباسش پر از خون شده و هوپی بالای سرشه با نگرانی رفتم پیششون و گفتم)
نامی : هوسوک چی شده؟
هوپی : جیمین خونه زیادی از دست داده نامجون نمیتونه راه بیاد
نامجون : میخوای من بغلش کنم ببرمش؟
هوپی : نه خودم میارمش جیمین سبکه
( هوپی اینو گفت و جیمین رو براید بغل کرد و باهم رفتیم بیرون بقیه پسرا و جیا یزره از ما دور بودن برای همین یزره تند راه رفتیم)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
- ۱۹.۰k
- ۰۳ تیر ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط