{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم .

یک شب از دفتر عمرم صفحاتی خواندم .

چون به نام تو رسیدم لحظاتی ماندم!

همه دفتر عمرم ورقی بیش نبود

""همه ی آن ورق حسرت دیدار تو بود""
دیدگاه ها (۲)

چشم میبندم خودم را لحظه ای گم میکنمدست و آغوش تو را عالی تجس...

سفر کردی کجا رفتی چرا تنها چرا بی من" نگفتی سخته دلتنگی ...

من بی تو یک واژه‌ی ساده‌ای بیش نیستماما کنارت همچون یک کتاب ...

جدایی گاهی تنها فاصله‌ی فیزیکی نیست؛بلکه لحظه‌هایی است که ذه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط