{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نبض قلبم صدایت میزند...

نبض قلبم صدایت میزند...
راه رفتن هم چاره نمیکند
قفسم تنگ تر شده..با خودم میگویم چیزی نمانده دوام بیار..
شوق دیدنت تمام تنم را گرفته
دردت به جونم..نفسم به نفست بنده
دیدگاه ها (۱)

#کپشن

رمان: دوست پسرِ روانیپارت ۶: سایه‌ای در سکوتهنوز نفس‌نفس می‌...

چشم هایتپر از عاشقانه های پاییز استنگاهم که می کنیخشکم می زن...

از حال قلبم نپرسیدم که بد تو سینه داره نبض میزنهاین بیقراری ...

روی زمین بند نیستم..معلق ام بین تو و بین خودم..تو همان جاذبه...

ترا دارم..تا نفس دارم..تا جون دارم..ترا در اغوشم..در شانه ها...

"فدای سرت شوم"دیدی نفس قرار بود که بال و پرت شدمپولک نشان دا...

چه خوبه که هستی,,,هستی تا هست باشم...به هست بودنت مینازم و م...

ای هم نفسم ای هم قدم ای هم صدااز غم برهان این قلب پر درد مرا...

اب گرم بدنم را نوازش می‌کرد ، دیگر جایی نمانده که او ندیده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط