از عقابی پرسیدند:
از عقابی پرسیدند:
آیا ترس به زمین افتادن را نداری؟؟؟؟
عقاب لبخند زد و گفت :
من انسان نیستم که با کمی به بلندی رفتن تکبر کنم!!!
من در اوج بلندی ،نگاهم همیشه به زمین است......
آره داش '''''''''''
فکرکن یه خورده بعد بجو،بعدش اگه روبه روت یکی اسکل عین خودتودیدی تازه نتیجه گیری کن که انقدر نفهمه نمیشه تفم روش انداخت!!!
فهمیدی چی شد?****
نچ ':-)
نفهمیدی!
اگه فهمیده بودی چیا بارت شده توهمین چندتا خط عین خط کش راست جاده خنگیتو میدوییدی وبه عربی نه بلند بلکهتودلت میگفتی :
الفرررررررررررررررار توری که فقط خودخرت بفهمی #
نچ بازم...
Mehran...!
آیا ترس به زمین افتادن را نداری؟؟؟؟
عقاب لبخند زد و گفت :
من انسان نیستم که با کمی به بلندی رفتن تکبر کنم!!!
من در اوج بلندی ،نگاهم همیشه به زمین است......
آره داش '''''''''''
فکرکن یه خورده بعد بجو،بعدش اگه روبه روت یکی اسکل عین خودتودیدی تازه نتیجه گیری کن که انقدر نفهمه نمیشه تفم روش انداخت!!!
فهمیدی چی شد?****
نچ ':-)
نفهمیدی!
اگه فهمیده بودی چیا بارت شده توهمین چندتا خط عین خط کش راست جاده خنگیتو میدوییدی وبه عربی نه بلند بلکهتودلت میگفتی :
الفرررررررررررررررار توری که فقط خودخرت بفهمی #
نچ بازم...
Mehran...!
- ۳۸۵
- ۱۰ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط