{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فیک‌جونگکوک: اتاق۳۱۱

فیک‌جونگکوک: اتاق۳۱۱
part⁵⁷

لیما" ویوش چیه؟"
سئول‌کی"روبه‌روی ابشاره، باید ببنیم نمیتونم توصیفش کنم من فقط عکسش رو دیدم"
+ پس از شهر دوره؟
سوهو" تقریبا زیاد راه نیست نیم‌ساعته میرسیم"
آهان
لیما" چه‌مین بریم؟"
باش بریم
لیما" پس بزن بریم"
سئول‌کی" وایسا"
لیما" چرا؟"
سئول‌کی"با یه ماشین میریم راحت تره"
لیما" باش"
سوهو" بیاید با ماشین من میریم"
چه‌مین،لیما"باش"

سوار ماشین سوهو شدن و حرکت کردن
بعد از نیم ساعت رانندگی به مقصد رسیدن
از شهر دور بود
ولی فقط اونجا نبود
مغازه‌های دیگری هم بودن پس بنابراین دختر ترسی نداشت
چه‌مین بعد از قضیه جنگل از جاهای جنگلی باشه می‌ترسد
اینجا هم نزدیک جنگله ولی تنها نیست
دوستاش هستند
افراد زیادی هم اونجا هستند همینطور مغازه
پس ترسی نداشت
داخل رفتن غذا خوردن و صحبت کردن

سوهو" تا اینجا آمدیم بریم این اطراف رو بگردیم"
لیما"باش بریم"
اعم..تنهایم؟
سئول‌کی"چی؟"
اعم خب راستش اگه فقط مایم نریم خطرناکه دیر وقتم که هست
سوهو" چه‌مین نگران نباش فقط ما نیستیم اینجا جاهای تفریحی خیلی قشنگی داره، افراد زیادی هم میان اینجا بخاطر همین مشکلی نیست"
باش
دیدگاه ها (۴)

فیک‌جونگکوک: اتاق۳۱۱ part⁵⁶لیما"فکرم ازت خوشش امده"+ها؟..چرا...

🦋برادر ناتنی شیرین من🦋🌑پارت7ا.ت:من تموم کردمممکوک:باشه برو آ...

#My_company_model پارت 21ویو بینا سوار ماشین شدیم که بریم هت...

خون و مخملpart =۲ – اولین دزدیهمون شب – خونه‌ی امن در شمال س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط