{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*4

شب
تو اتاق بودم کوک اومد
کوک: ا.ت
ا.ت: چیه
کوک: همم امشب...
سریع جوابشو دادم
ا.ت: نه
کوک: اتفاقی افتاده
ا.ت: نه ولی نمیخوام
کوک: باشه ولی مطمئنی اتفاق نیفتاده
ا.ت: اره مطمئنم
کوک: من نمیخواستم بگم ولی باید اینو بهت میگفتم
ا.ت: چیو
کوک: زیا امروز گفت بهم
ا.ت:ولی من نمیخوام
کوک: بزار من حرفمو بزنم
ا.ت: خب میدونم میخوای چی بگی کوک من نمیتونم بچه بزرگ کنم
کوک: حرفامون شنیدی
ا.ت: اره
کوک: کار خوبی نکردی
ا.ت: کوک من نمیتونم بچه دار بشم
کوک: خب
ا.ت: خب چی
کوک: پدرم میگه ممکنه بد بشه
ا.ت: ولی من میترسم
کوک: چرا
ا.ت: اخه من نمیتونم
کوک: برای بزرگ کردنش میگی
ا.ت: اره من نمیتونم من هنوز خودم بچم همین که خودت میگی
کوک: واقعا نمیدونم چی بگم
ا.ت: کوک بگیر بخواب
کوک: ولی
ا.ت:بخواب عزیزم
کوک: شب بخیر
ا.ت: شب توهم بخیر

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱)

fake kookpart*5از دید کوکخواب بودم که ا.ت بلند شد یه جیغ زدک...

fake kookpart*6ا.ت:خب باشه من میرم پیش یه پسره دیگه بخوابم ا...

fake kookpart*3کوک: و ا.ت خودش بچه نمیخواد✓: مگه دست ا.تس کو...

fake kookpart*2کوک: خب چیشدهزیا: ببین جونگکوک من میدونم چقدر...

۳ عاشق پارت ۵ ویو ا/ت رفتم تو سالن دیدم یکیشون داره صبحونه آ...

Childhood love Part ۲ا/ت: *گونه هام قرمز شد* من؟کوک: آره..مگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط