{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

fake kook

fake kook
part*2

کوک: خب چیشده
زیا: ببین جونگکوک من میدونم چقدر ا.ت رو دوست داری
کوک: خب چیز مهمی که نیست
زیا: منظورم اینه که من تورو مثل پسرم که ندارم دوست دارم
کوک: خب منم مثل مامانم دوست دارم
زیا: نه اینجوری نگو تو خودت مامان داری
کوک: خب منظورم اینه تو هم مثل مامانمی خب چیشده
زیا: میتونم باهات راحت باشم
کوک: البته
زیا: گفتم بازم میگم من بچه ای ندارم ولی همیشه بچه دوست داشتم
کوک: میتونم حدس بزنم یه چیزی
زیا: چیو
کوک: اینکه از پدرم بچه میخوای
زیا:نه نه من سنی ازم گذشته
کوک: ببین من کاری ندارم که بچه بخوای یعنی برام مهم نیست فقط میگم مامانم ناراحت میشه احساس میکنه اضافست
زیا: نه میگم من بچه نمیخوام من فکر مامان توام کردم
کوک: پس چی
زیا: من همیشه دوست داشتم بچه داشته باشم بزرگش کنم بازم بچم بزرگ بشه بچه بچم یا همون نومو بزرگ کنم
کوک: تو که بچه ای نداری
زیا: ولی من تورو مثل بچم میبینم
کوک: خب منظورت نمیفهمم میتونی ساده تر بگی
زیا: منظورم اینه که دلم میخواد بچتو ببینم
کوک: اها یعنی میگی من بخوام از ا.ت بچه داشته باشم
زیا: اره اینم میگم چون میدونم بچه دوس داری
کوک: ببخشید ولی ا.ت از بچه خوشش نمیاد
زیا: یعنی میشه اینو بدون اگه ا.ت بچه دار بشه عاشق بچش میشه
کوک: ولی ا.ت فک کنم کوچیک باشه واسه بچه ا.ت فقط ۲۰سالشه

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۱۷)

fake kookpart*3کوک: و ا.ت خودش بچه نمیخواد✓: مگه دست ا.تس کو...

fake kookpart*4شب تو اتاق بودم کوک اومدکوک: ا.تا.ت: چیه کوک:...

fake kookpart*1چند ماه بعدمنو کوک تو عمارت پدر مادر کوک بودی...

فیک کوک فصل دومشخصیت های اصلیکوک: جونگکوکا.ت: خودتون میشناسی...

هرزه ی حکومتی پارت ۹ا/ت : ....کوک چرا مست کردی . نگرانکوک : ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط