{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم به غروب جمعه ی ۳۱ شهریور فکر میکردم که ناخودآگاه اش

داشتم به غروب جمعه ی ۳۱ شهریور فکر میکردم که ناخودآگاه اشک از چشام سرازیر شد . . . !
چراغارو خاموش کنین ، مدرسه ای ها میخوان سینه بزنن ! :D
دیدگاه ها (۱)

꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ ꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ꫂৎدوران تاریکی زندگی جی و کیفرꫂ...

I'm not jealouspart 42نفس های داغشو کنار گوشم احساس میکردم ی...

مافیای من

____[The Forbidden Crossing]____

Otagh baghli Part 50 «ویو ا/ت بعد از مدرسه » صدای قدم هام رو...

سناریو باکودکو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط