{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"نفسی داشٖتم و ناله و شیون کردم

"نفسی داشٖتم و ناله و شیون کردم
بی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم"*
سوختم از غمت ای چشم تو همچون دریا
با نم اشک عجب آتشی روشن کردم
من تو را دیدم و در خاک تو مسکن کردم
در دل آتش هجران تو، میهن کردم
پای در آتش عشقت چو نهادم با شعر
آتشش تیز، ولی پر گل و گلشن کردم
آتش عشق تو را روز ازل بر دل ماست
در ازل پیرهن عشق تو بر تن کردم
همچو آن سبب خدا گشته ای ممنوعه و من
نفسی داشٖتم و ناله و شیون کردم
دیدگاه ها (۲)

نفسی داشتم و ناله و شیون کردمبی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم...

#نفسی داشتم و ناله و شیون کردمبی تو با مرگ عجب کشمکشی من کرد...

🌹 نفسی داشتم و ناله و شیون کردمبی تو با مرگ عجب کشمکشی من کر...

آتشی زدشب هجرت به دل وجان که مپرس آنچنان سوختم از آتش هجران ...

آتشی زدشب هجرت به دل وجان که مپرس آنچنان سوختم از آتش هجران ...

‌آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرسآن چنان سوختم از آتش هجر...

نفسی داشتم و ناله و شیون کردمبی تو با مرگ عجب کشمکشی من کردم...

«« آتشی زد شب هجرم به دل و جان که مپرس »»                   ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط