{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آینه گفت چرا دیر کرده است ، نکند دل دیگری او را اسیر کرده

آینه گفت چرا دیر کرده است ، نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟ / گفتم او فقط اسیر من است ، فقط لحظه ای چند تاخیر کرده است / شاید هوا سرد بوده است ، شاید موعد قرار تغییر کرده است / خندید آینه به سادگیم و گفت : عشق پاک تو را زنجیر کرده است / گفتم درباره عشق من چنین سخن مگوی / گفت : خوابی ! او سالهاست که دیر کرده است / در آینه به خود مینگرم ، آه / عشق تو عجیب مرا پیر کرده است / راست گفت آینه که دیگر منتظر نباش ، او برای همیشه دیر کرده است…
دیدگاه ها (۱)

خبر از من داری؟خبر از دل تنگی های من چطور؟و آن پروانه های شا...

می دانم که از هم دوریم و میانمان فاصله استمیدانم بین من و تو...

یک شبهمه ی خیابان ها رابا تمام بلوارهایشپارک را با تمامدرختا...

گاهــــــــــــــــــــــی ✦●●✦ حتـــــــی با شنــــــیدن اس...

Part ¹⁴The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:خ...

Part ¹⁹The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط