{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حالا تو برای من بیشتر از یک خاطره،

حالا تو برای من بیشتر از یک خاطره،
شبیه خود ولیعصر هستی!
یک خیابانِ صبور با انگشتان کشیده‌ی غمگین.
خیابانی که پاریس را با تمام سنگفرش‌ هایش پهن آن کرده بودیم‌...
و بر کمر شب قدم می ‌زدیم.
شبيه حضور عظيمِ یک قدم،
شبيه باران خورده‌ ترين نقطه خيابان،
شبيه خودِ تهران ...
دیدگاه ها (۱)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

p5

# پارت ۲۳: سایه‌ها و نورپاریس در زیر بارانِ ریز و خاکستری، ب...

تک پارتی _ آیین گوشت و سکوت

رمان نگاه اول در تاریکی پارت ۳۲

یور : آنیا... تو زیباترین چیزی هستی که تا به حال دیده‌ام.لوی...

سایه ای در راهرو های نقره ای

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط