فیکشن هزبین هتل TVDeer
🪶 فیکشن هزبین هتل (TV-Deer):
✍🏻 پارت نهم:
~ عام.. سلام..؟
* وینسنت دنبال کسی توی تاریکی میگرده، درحالی که واکس دقیقا پشت سرش ایستاده..
واکس بین کشتن وینسنت یا رحم کردن بهش مونده..
- ... (باخودش فکر میکنه: روزی که دوباره به همون نقطه برسیم باید یه ورژن از من وجود داشته باشه.. یعنی لازم نیست در لحظه بکشمش، تا هشتاد سال آینده زمان دارم، درسته.. . ..؟)
* وینسنت تقریبا یکم ترسیده اما سعی میکنه نشون نده، عقب عقب میره و میخوره به واکس و ازجا میپره..
~ واییی!!
* برمیگرده و واکسو نگاه میکنه..
~ ببخشید، من حــ..
* هردو خشکشون میزنه..
- ... (باخودش میگه: لعنتی منو دید الان باید چه گوهی بخورم..؟)
~ ... (باخودش میگه: این دیکه کیه، تا حالا کسی شبیه خودم ندیده بودم..)
* در همون لحظه وینسنت چند قدم فاصله میگیره..
- ... (باخودش فکر میکنه: تاحالا خودمو از این زاویه ندیدم چقد.. میشه گفت.. بامزس.. چرا قدم کوتاه تره؟)
~ ... (باخودش فکر میکنه: این یارو با اینکه شبیه منه اما خطرناکتر بنظر میاد حتما قویتر هم هس.. چقد.. ترسناکه!)
* بالاخره سکوت میشکنه..
~ عام.. خب.. تاحالا این اطراف ندیدمت فک کنم تازه واردی.. پس.. من.. عام.. اسم من وینسنته..
* با یه لبخند مضطرب، دستشو دراز میکنه تا با واکس دست بده..
- ... (باخودش درگیره که دستشو بگیره یا.. شاید بکشتش..؟)
اگه قرار باشه یه انتخاب بینشون باشه وینسنت کوچولو رو ترجیح میدم کویوت منه😂🤝
(و un-cute خواهد شد..🌚⚡️)
پارت بعدیم میزارم چون یه دقه نت ازاد زدم و شاید تا شنبه که نتم شارژ شه نتونم بیام..🤡🫶🏻
★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
✍🏻 پارت نهم:
~ عام.. سلام..؟
* وینسنت دنبال کسی توی تاریکی میگرده، درحالی که واکس دقیقا پشت سرش ایستاده..
واکس بین کشتن وینسنت یا رحم کردن بهش مونده..
- ... (باخودش فکر میکنه: روزی که دوباره به همون نقطه برسیم باید یه ورژن از من وجود داشته باشه.. یعنی لازم نیست در لحظه بکشمش، تا هشتاد سال آینده زمان دارم، درسته.. . ..؟)
* وینسنت تقریبا یکم ترسیده اما سعی میکنه نشون نده، عقب عقب میره و میخوره به واکس و ازجا میپره..
~ واییی!!
* برمیگرده و واکسو نگاه میکنه..
~ ببخشید، من حــ..
* هردو خشکشون میزنه..
- ... (باخودش میگه: لعنتی منو دید الان باید چه گوهی بخورم..؟)
~ ... (باخودش میگه: این دیکه کیه، تا حالا کسی شبیه خودم ندیده بودم..)
* در همون لحظه وینسنت چند قدم فاصله میگیره..
- ... (باخودش فکر میکنه: تاحالا خودمو از این زاویه ندیدم چقد.. میشه گفت.. بامزس.. چرا قدم کوتاه تره؟)
~ ... (باخودش فکر میکنه: این یارو با اینکه شبیه منه اما خطرناکتر بنظر میاد حتما قویتر هم هس.. چقد.. ترسناکه!)
* بالاخره سکوت میشکنه..
~ عام.. خب.. تاحالا این اطراف ندیدمت فک کنم تازه واردی.. پس.. من.. عام.. اسم من وینسنته..
* با یه لبخند مضطرب، دستشو دراز میکنه تا با واکس دست بده..
- ... (باخودش درگیره که دستشو بگیره یا.. شاید بکشتش..؟)
اگه قرار باشه یه انتخاب بینشون باشه وینسنت کوچولو رو ترجیح میدم کویوت منه😂🤝
(و un-cute خواهد شد..🌚⚡️)
پارت بعدیم میزارم چون یه دقه نت ازاد زدم و شاید تا شنبه که نتم شارژ شه نتونم بیام..🤡🫶🏻
★ بقیه پارتا:
https://wisgoon.com/c/2350057
- ۴.۲k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط