{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

『روانی عاشق』

『روانی عاشق』
𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟔
میا از اتاق رفت بیرون و جیمین لباسشو عوض کرد. از اتاق اومد بیرون ...
....
_اقا
*هوم چیه
_سوفیا امروز نیومده
*نه بهش یه روز مرخصی دادم چطور کارش داری
_عامم اکی
نهه
*باشه
من میرم توی اتاق کارم کاری داشتی در بزن
_چشم
*با ادب شدی
_همینجوری
*(نیشخند زد)
...
جیمین رفت توی اتاق کارش و میا رفت تا یکم عمارت رو بگرده
_خدایی چقد بزرگه اینجا
اون،واقعا دوست دختر نداره؟
....
نیم ساعت بعد...
جیمین از اتاقش اومد بیرون و از ال//کل رو از یخچال بیرون اورد
میا توجهی نکرد خودشو مشغول کرد
جیمین متوجه شد که حوصله ی میا سر رفته و بهش گفت
*پاشو لباس بپوش
_ چرا
*بریم بیرون
_(وحشت کرد)
چ.. چی
*چرا وحشت کردی بریم بیرون یه هوایی بخوری
_با.. باشه
ولی من لباس ندارم
*بیا
_کجا؟؟
*تو اتاق دیگه
_باشه
....
جیمین و میا رفتن توی اتاق ولی میا شوکه شد و ذوق کرد
_وایی اینا چه خوشگلهه
«نکته::یه عالمه لباس های خوشگل توی اتاق بود...
اها توی اتاق جیمین نبود توی یه اتاق دیگه بود»
*همش مال خودته
_همه؟!!!
*اره
_حالا کدومو بپوشم
*هرکدومو دوست داری من میرم لباس عوض کنم
_باش 🎀
......
جیمین از اتاق رفت بیرون
_اونقدرا هم بد نیست
حالا کدومو بپوشم
.......
میا یه لباس ناز انتخواب کرد و پوشید .. ( عکس میدم )
*اماده شدی؟؟
_عامم اره
....
میا از اتاق اومد بیرون و جیمین...
......
ادامه دارد...
دیدگاه ها (۳)

لباس میا 🤏🏻🎀برای پارت بعدی بیشتر متوجه میشی که چرا یه لباس س...

بیوم و میخوای¿! بکش پایین ๑↯اسم:لیورا ولی هرچی دوست صدام کن✰...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟓جیمین اومد عمارت ولی میا نبود...*سلام میا ...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_𝟒جیمین و میا شروع کردن به غذا خوردن که یهو ...

『روانی عاشق』𝑷𝒂𝒓𝒕_ 𝟑میا روی تخت خوابید و پسر شکم میا رو ماساژ...

اگه خوشت اومد لایک کن و کامنت بزار. فالو کردن یادت نره

امید وآرم خوشتون بیآد لطفا توی کامنتا بگید چطور بود

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط