{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تیر مژگانت دلم را خسته کرد آتش چشمت مرا دلبسته کرد

تیر مژگانت دلم را خسته کرد آتش چشمت مرا دلبسته کرد
آن نگاه پاک و چون دریای تو این دل بشکسته را وابسته کرد
آن صفای خفته در چشمان تو آتشی در جان این دلخسته کرد
رشته ای از مهر تو در دل فتاد مرغ آزاد دلم پر بسته کرد
اختیاری من ندارم چون که او دل برای مهر تو شایسته کرد
من ندانستم دلم کی شد اسیر چون نگاهت دل خراب آهسته کرد ‎‌‌‌‎‌‌‌🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔 🎻 💔
دیدگاه ها (۱)

کاش هر صبح ، به دیدارِ تو، بیدار شدنتو دوا باشی و، با عشقِ ت...

چه گرمی، چه خوبی، شرابی؟ چه هستی؟بهاری؟ گلی؟ ماهتابی؟ چه هست...

پیش بیا ‌، پیش بیا ‌، پیش‌ترتا که بگویم غم دل بیش‌تردوست‌ترت...

مردهاکه میروندواقعامیروندشوخی ندارنداماهیچ زنی واقعانمیرود.....

عاشقانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط