{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نشد که با تو بمانم جهان اجازه نداد

نشد که با تو بمانم جهان اجازه نداد
نشد...نشد گل من! باغبان اجازه نداد

برای بودن با هم خودت که می دانی
جهان به هیچ یک از عاشقان اجازه نداد

درخت بودم و می خواستم پرنده شوم
زمین قبول نکرد آسمان اجازه نداد

چه حرف های بزرگی که در دلم خشکید
ولی نشد که بگویم..دهان اجازه نداد

دو گام مانده به آغاز آن مسافت سبز
خطای راوی این داستان اجازه نداد

قطار عشق کسی را به مقصدی نرساند
همیشه حادثه ای ناگهان اجازه نداد

تو عاشقانه ترین ماجرای عمر منی
اگر تو را نسرودم زمان اجازه نداد
دیدگاه ها (۱۰)

دلخوشم گویا دوباره انتخابم کرده ایباز هم گویا شما شاع...

از چشم تو آن قدر دورم تازگی هاآن قدر دلتنگ حضورم تازگی هاکه ...

ضمیرِ غایبم برگرد ، هوای بی تو دلگیر استتمامِ شهر بعد از تو...

تنها ماندن بهتر از بودن در کنار کسی است که هر لحظه به شما اح...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

Part3ویو جیمینرسیدم به اداره ی پلیس هوا سرد بود و سردتر از ه...

(یک فنجان قهوه همراه با کیک کارامل) پارت2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط