{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در جنگلی دور افتاده بودم میخواستم برای عشقم نامه ای بنویس

در جنگلی دور افتاده بودم میخواستم برای عشقم نامه ای بنویسم، میخواستم شروع کنم قلم نداشتم تنه درخت را بریدم ولی جوهر نداشتم
رگ دستم را بریدم و با خون آن نوشتم "دوستت دارم"
دیدگاه ها (۳)

در جنگلی دور افتاده بودم میخواستم برای عشقم نامه ای بنویسم، ...

در جنگلی دور افتاده بودم میخواستم برای عشقم نامه ای بنویسم، ...

در جنگلی دور افتاده بودم میخواستم برای عشقم نامه ای بنویسم، ...

ما بهتون ایمان داریم رو سفیدمون کنید....

دارم خاطراتمون رو مرور می‌کنم؛ لرزشِ دستم را حس می‌کنم وقتی ...

forced marriage"single part. ات : بسه دیگه شوگا : زنیکه عوضی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط