{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
سبک بالان خرامیدند و رفتند
مرا بیچاره نامیدند و رفتند

سواران لحظه ای تمکین نکردند
ترحم بر من مسکین نکردند

سواران از سر نعشم گذشتند
فغان ها کردم اما برنگشتند

اسیر و زخمی و بی دست و پا من
رفیقان این چه سودا بود با من؟
رفیقان رسم همدردی کجا رفت؟
جوانمردان جوانمردی کجا رفت؟

اگر دیر آمدم مجروح بودم
اسیر قبض و بسط روح بودم

در باغ شهادت را نبندید
به ما بیچارگان زانسو نخندید😭😭

رفیقانم دعا کردند و رفتند
مرا زخمی رها کردند و رفتند
رها کردند در زندان بمانم
دعا کردند سرگردان بمانم

شهادت نردبان آسمان بود
شهادت آسمان را نردبان بود

چرا برداشتند این نردبان را؟
چرا بستند راه آسمان را؟

مرا پایی به دست نردبان بود
مرا دستی به بام آسمان بود
تو بالا رفته ای من در زمینم
برادر رو سیاهم شرمگینم

مرا اسب سپیدی بود روزی
شهادت را امیدی بود روزی

در این اطراف دوش ای دل تو بودی
نگهبان، دیشب ای غافل تو بودی

بگو اسب سپیدم را که دزدید
امیدم را امیدم را که دزدید
❤💔🥀
دیدگاه ها (۰)

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

سبک بالان خرامیدند و رفتندمرا بیچاره نامیدند و رفتندسواران ل...

🍂 نواهای ماندگار 🔹 با نوای حاج صادق آهنگران سبکبالان خرا...

رفیقانم دعا کردند و رفتندمرا زخمی رها کردند و رفتندرها کردند...

رفیقانم دعا کردند و رفتند مرا زخمی رها کردند و رفتند رها کرد...

🔰 دلم تنگ رفیقان است امشب، 🔰 اگر دیر آمدم مجروح بودم،🔰 اسیر ...

سبک بالان

قسمت 3وماگر دیر آمدم مجروح بودماسیر قبض و بست روح بودمدر باغ...

شهدا

قسمت اولمتن در باغ شهادت را نبندیدسبک بالان خرامیدند و رفتند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط