فصل پائیز رسید دلبر شهریوری ام
فصل پائیز رسید « دلبر شهریوری ام » ،
روی این خشخش ایام ، کجا می بریام؟
فصل بی برگی من را به تماشا بنشین
منکه در حسرت یک بوسه ی نامادریام!
یاد تو می وزد و می خزد آمال کهن ،
چله ی آمدنت ، هجمه ی نا باوری ام !
لای دیوان دلت ، هر غزلت سبز ولی ،
منهمان قطعه خطخورده، خاکستریام!
آه اگر ، بار دگر چاره ی پاییز شوی ،
فارغ از جنت و پیمانه و حور و پری ام
روی این خشخش ایام ، کجا می بریام؟
فصل بی برگی من را به تماشا بنشین
منکه در حسرت یک بوسه ی نامادریام!
یاد تو می وزد و می خزد آمال کهن ،
چله ی آمدنت ، هجمه ی نا باوری ام !
لای دیوان دلت ، هر غزلت سبز ولی ،
منهمان قطعه خطخورده، خاکستریام!
آه اگر ، بار دگر چاره ی پاییز شوی ،
فارغ از جنت و پیمانه و حور و پری ام
- ۲۰۴
- ۱۰ مهر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط