{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پیشنهاد۰میکنم۰بخونی

#پیشنهاد۰میکنم۰بخونی
ی روز دختره داشته تو مجازی میچرخیده🙂اعصاب شم ب شدت خورد بود ک دیده یک پسری بهش پیام داده🙂
دختره امم ک خوشش نمیومد با پسری حرف بزنه یا گرم بگیره سرد جواب شو داده
پسر:سلام خوبی؟
دختر:بنال چی مخای؟
پسر:ع وا چقدر اعصبانی
دختر:ب ت چ چی میخای
پسر:میشه عکس تو ببینم بعد ک دیدم میرم
دختره ک حال نداشت عکس شو داد
پسر:چقدر با نمکی اخههه تووووو
دختره هم با ی خدافظی تا میاد بلاک کنه میبینه پسره گفته ک اگه بلاک کنی عکس تو پخش میکنم دختره هم ک ترسید گفت چی میخای پسره گفت رل بزن دختره هم میزنه اینا خوشبخت میشن دختره هم ک بدجور عاشق پسرس🙂❤️ ک ی چن وق پسره یهو سرد میشع
دختر میگه مگه چیکار کردم ک این انقدر باهام سرد شده منم باهاش سرد میشم پس
دختره هم سرد میشه غافل ع اینکه چ اتفاقی افتاده پسره میگه میخام کات کنم دختره هم میگه برو بمیر تو ی خاعن دروغگویی پسره هم با ی لبخند پر از غم میره
بعد ۱ هفته خبر میرسه پسره تموم کرده اره اون سرطان داشته بخاطر خوشبختی عشقش ولش کرد

#قضاوت۰نکنیم
دیدگاه ها (۸)

🚶‍♀️

...

🖤🚶‍♀️

فاکیو هیترFuckyou heaters🖕

نومیدی

نجات من پارت ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط