{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار جوری دستاشو گرفته بودم

یه بار جوری دستاشو گرفته بودم
که تک‌تک انگشتام لابه‌لای انگشتاش بود.
هر انگشتم،سهم خودشو از دستاش داشت
اون موقع بود که فهمیدم عدالت چقدر میتونه شیرین باشه...
دیدگاه ها (۵)

فاصله مهم نیست چون آخرش مال خودمی ...🌸 🍃

my exp.55روزهای بعد، مثل یه خواب شیرین گذشت. انگار همه‌ی اون...

***میتسوری، یهو انگار که برق گرفته باشه، از جا پرید. «عه وا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط