بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت دو🍷🗡
رو به دستیارم کردم و لب زدم
+چند روزی نیستم ! تو تمام این مدت دخترای 15 ، 16 ساله رو پیدا کنین !
چشمی گفت
ادامه دادم
+خوشـگلاش رو به عرب بدین و اونایی که زشتن قلبشون!
مردد بود!
ولی نمیتونست روی حرف من نه بگه!
دستمو گذاشتم رو یقش
سمت خودم کشیدمش و غریدم
+چشمتو نشنیدم!
سریع گفت
_چشم!
آروم دستمو از دور یقش شل کردم
کج خندی زدم و یقشو مرتب کردم
پچ زدم
+خوبه!
بیرون اومدم از اون اتاق
ده تا دختر بسته رو دیدم
که با ترس نگاهم میکردن
به نوبت نگاهشون کردم
یکی از یکی خوشگل تر
چشم آبی ، مو بور چشم مشکی مو مشکی ..
همه مدل دختر بی صاحب!
پارت دو🍷🗡
رو به دستیارم کردم و لب زدم
+چند روزی نیستم ! تو تمام این مدت دخترای 15 ، 16 ساله رو پیدا کنین !
چشمی گفت
ادامه دادم
+خوشـگلاش رو به عرب بدین و اونایی که زشتن قلبشون!
مردد بود!
ولی نمیتونست روی حرف من نه بگه!
دستمو گذاشتم رو یقش
سمت خودم کشیدمش و غریدم
+چشمتو نشنیدم!
سریع گفت
_چشم!
آروم دستمو از دور یقش شل کردم
کج خندی زدم و یقشو مرتب کردم
پچ زدم
+خوبه!
بیرون اومدم از اون اتاق
ده تا دختر بسته رو دیدم
که با ترس نگاهم میکردن
به نوبت نگاهشون کردم
یکی از یکی خوشگل تر
چشم آبی ، مو بور چشم مشکی مو مشکی ..
همه مدل دختر بی صاحب!
- ۳.۰k
- ۰۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط