{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من خودمو جا گذاشتم بین خندههات بین عطر تنت بین حصار دس

من خودمو جا گذاشتم بین خنده‌هات، بین عطر تنت، بین حصار دستات دور تنم...خودمو جا گذاشتم تو چشمات اون دوتا سیاهچاله‌ای که یه کهکشانو میشه توش پیدا کرد...!
دیدگاه ها (۰)

"حالا باید با این گلی که توی تمام وجودش ریشه کرده بود، چیکار...

من ناپلئون تو دزیره

+داریم به پایان قصه مون نزدیک میشیم اوژنی...-ژنرال..وقتی قصه...

عاشقِ تو شدن گناهِ من بود؟مقصره اصلی زیبای‌ای توست که هرچه د...

{همون بار اول رنگ‌ مورد علاقمو درست حدس زد، اما.. بین خودم و...

شاید بپرسین رأس‌الخیمه که سپاه تهدیدش کرده کجاس؟!جای خاصی نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط