داریم به پایان قصه مون نزدیک میشیم اوژنی
+داریم به پایان قصه مون نزدیک میشیم اوژنی...
-ژنرال..وقتی قصه تموم میشه آدما کجا میرن؟
+نمیدونم اوژنی ولی ممکنه برن تو دنیای خاطره ها!
-و..ولی من دلم نمیخواد برم اونجا..چرا باید از کسی که دوسش دارم بگذرم؟
+این خاصیت دنیاست پریزاد!تو برای اینکه محافظ تنها سرمایهت باشی باید رهاش کنی!
-یعنی الان مجبورم تورو رها کنم؟
+متاسفام اوژنی...نمیخواستم این اتفاق بیفته نمیخواستم داستانمون رو تموم کنم نمیخواستم این غصه رو تو دلت بکارم...
-میدونم ژنرالمن؛میشه غصه رو با ق بنویسیم؟شاید اینجوری تو قصه خوابمون برد و مجبور نشدیم همدیگه رو ول کنیم
+پس کی داستانمون رو تموم کنه؟
-ژنرال وقتی وارد قصه بشیم دیگه نمیخواد نگران پایان قصه مون باشیم چون انقد داستان زندگیمون کنار هم قشنگه که هیچ نویسنده ای دلش نمیخواد مارو از هم جدا کنه!
-ژنرال..وقتی قصه تموم میشه آدما کجا میرن؟
+نمیدونم اوژنی ولی ممکنه برن تو دنیای خاطره ها!
-و..ولی من دلم نمیخواد برم اونجا..چرا باید از کسی که دوسش دارم بگذرم؟
+این خاصیت دنیاست پریزاد!تو برای اینکه محافظ تنها سرمایهت باشی باید رهاش کنی!
-یعنی الان مجبورم تورو رها کنم؟
+متاسفام اوژنی...نمیخواستم این اتفاق بیفته نمیخواستم داستانمون رو تموم کنم نمیخواستم این غصه رو تو دلت بکارم...
-میدونم ژنرالمن؛میشه غصه رو با ق بنویسیم؟شاید اینجوری تو قصه خوابمون برد و مجبور نشدیم همدیگه رو ول کنیم
+پس کی داستانمون رو تموم کنه؟
-ژنرال وقتی وارد قصه بشیم دیگه نمیخواد نگران پایان قصه مون باشیم چون انقد داستان زندگیمون کنار هم قشنگه که هیچ نویسنده ای دلش نمیخواد مارو از هم جدا کنه!
- ۴.۲k
- ۲۷ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط