زندگی عذاب اور
زندگی عذاب اور «۱۹»
چیفویو:: یه کاغذه.....
چیفویو بازش کرد:: ها.. این..
بیو چیفویو::
واقعا ترسیدم و یه لحزه نفسم بند اومد اون یه کاغذ عادی نبود اون طلسم بود..بیشتر که به کاغذ نگاه کردم فهمیدم به تمام زبان های دنیا حتی به زبان خودمون یعنی ژاپنی اسمه چیکو رو نوشته بود.... فک کردم لاود از اون نقاشیه ترسناک چیکو عه چون از اون نقاشیای ترسناک زیاد میکشه پس بهش توجه نکردم»
چیفویو:: حتما یکی از نقاشیای چیکو عه
باجی:: ولی چیفویو
چیفویو:: باجی تا الان چند بار شده که چیکو حرفای عجیب و نقاشیای ترسناک کشیده؟
باجی:: حدوده ۸ بار
چیفویو:: خوب پس حتما بازم یکی از نقاشیای چیکو عه
بیو خودم)
اون یکی از نقاشیای من نبود من اصلا مدرسه نمیرممم من ۴ سالمه و بچه ی ۴ ساله نمیتونه بنویسه اگه دقت کنین کله برگه اسمه من بود. ولی اصلا من نمیتونم بنویسم تازشم کاغذ یکم سوخته بود امکان نداره کاره من باشه!!
باجی:: چیکو نوشتن بلد نیست
چیفویو:: نمیدونم لاود همین جور چند تا چرتو پرت نوشته شده اسمش
من:: نی چان این کاره من نیست☹️
چیفویو:: چیکو عزیزم داری را__( تلوزیون روشن شد *
باجی:: دیدین گفتمم
تلوزیون داشت مارو نشون میداد*
چیفویو:: ه.. ها.. چی..
یه شمارش رو تلوزیون افتاد و وقتی تموم شد... من غیب شدمـ*
باجی و چیفویو:: چیییییی
ادامه دارد.....
چیفویو:: یه کاغذه.....
چیفویو بازش کرد:: ها.. این..
بیو چیفویو::
واقعا ترسیدم و یه لحزه نفسم بند اومد اون یه کاغذ عادی نبود اون طلسم بود..بیشتر که به کاغذ نگاه کردم فهمیدم به تمام زبان های دنیا حتی به زبان خودمون یعنی ژاپنی اسمه چیکو رو نوشته بود.... فک کردم لاود از اون نقاشیه ترسناک چیکو عه چون از اون نقاشیای ترسناک زیاد میکشه پس بهش توجه نکردم»
چیفویو:: حتما یکی از نقاشیای چیکو عه
باجی:: ولی چیفویو
چیفویو:: باجی تا الان چند بار شده که چیکو حرفای عجیب و نقاشیای ترسناک کشیده؟
باجی:: حدوده ۸ بار
چیفویو:: خوب پس حتما بازم یکی از نقاشیای چیکو عه
بیو خودم)
اون یکی از نقاشیای من نبود من اصلا مدرسه نمیرممم من ۴ سالمه و بچه ی ۴ ساله نمیتونه بنویسه اگه دقت کنین کله برگه اسمه من بود. ولی اصلا من نمیتونم بنویسم تازشم کاغذ یکم سوخته بود امکان نداره کاره من باشه!!
باجی:: چیکو نوشتن بلد نیست
چیفویو:: نمیدونم لاود همین جور چند تا چرتو پرت نوشته شده اسمش
من:: نی چان این کاره من نیست☹️
چیفویو:: چیکو عزیزم داری را__( تلوزیون روشن شد *
باجی:: دیدین گفتمم
تلوزیون داشت مارو نشون میداد*
چیفویو:: ه.. ها.. چی..
یه شمارش رو تلوزیون افتاد و وقتی تموم شد... من غیب شدمـ*
باجی و چیفویو:: چیییییی
ادامه دارد.....
- ۳.۶k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط