زندگی عذاب اور
زندگی عذاب اور «۲٠»
باجی:: چیکووووو کجاییی
چیفویو داشت سکته میکرد*
چیفویو:: چیکووو کجایییی چیکووووو
یه برگه پیدا کردن که روش اول اسمه من نوشته شده بود*
باجی:: چی... حرفه C?? ( از اون جایی که دوستم زبان بلده گفتم اول اسممو بده گفت C)
چیفویو:: میریم طومان و بعد با بقیه میریم سوراق هانما
رفتن طومان)
باجی همه چیو تعریف کرد و رفتین سوراق هانما*
چیفویو:: هانمااااا
هانما:: د.. باز شروع شد چه مرگتونه
دراکن:: چیکو کجاستت
هانما:: من چمیدونمم
مایکی به هانما لگد زد ولی هانما جلوشو گرفت*
هانما:: باباااا روانیاا چرا هر چی میشه میاین سوراق مننن
مایکی؛: چون همه چی تقصیره تو عه
هانما:: ببینم این حرفی نیست که کازوتورا بهت میزنه؟
کازوتورا یکم دور تر:: همتون خفه شیننن
هانما:: تو چیمیگیییی چرا همه اسکل شدننن
مایکی باز لگد زد و دوباره هانما جلوشو گرفت*
هانما:: خو اسکلی وقتی میدونی جلو لگدتو میگیرم باز لگد میزنی
مایکی:: خیلی *****
چیفویو:: یعنی تو نمیدونی چیکو کجاست ها؟
هانما:: من چیکار خواهرت دارم اخه
میتسویا:: ببینم چیفویو اخرین بار چیکو کجا وایستاده بود؟
چیفویو:: نزدیکه زیر شیر وونی
تاکمیچی:: خودشههه ما نرفتیم خونه رو بگردیمم شاید تو خوده خونسسس
مایکی:: تاکه راست میگه
باجی:: پس باید بریم خونه
رفتن خونه و خونرو گشتن*
دراکن:: همه جارو گشتیم به جوز زیر زمین و زیر شیر وونی
چیفویو:: چاره ای نداریم باید اونجا هم بریم
چیفویو:: باجی و مایکی با من میریم زیر زمین مایکی تاکه دراکن شماها زیر شیر وونی
میتسویا:: من چی
چیفویو:: تو همین جا بمون اگه چیزی دیدی بهمون بگو
گذشت و گذشت و بعد چند دقیقه یه صدای خیلییی ترسناک از جایی که میتسویا بود اومد*
همه رفتن اونجا)
میتسویا هم غیب شده بود*
مایکی:: ه... ها...
ادامه دارد.....
باجی:: چیکووووو کجاییی
چیفویو داشت سکته میکرد*
چیفویو:: چیکووو کجایییی چیکووووو
یه برگه پیدا کردن که روش اول اسمه من نوشته شده بود*
باجی:: چی... حرفه C?? ( از اون جایی که دوستم زبان بلده گفتم اول اسممو بده گفت C)
چیفویو:: میریم طومان و بعد با بقیه میریم سوراق هانما
رفتن طومان)
باجی همه چیو تعریف کرد و رفتین سوراق هانما*
چیفویو:: هانمااااا
هانما:: د.. باز شروع شد چه مرگتونه
دراکن:: چیکو کجاستت
هانما:: من چمیدونمم
مایکی به هانما لگد زد ولی هانما جلوشو گرفت*
هانما:: باباااا روانیاا چرا هر چی میشه میاین سوراق مننن
مایکی؛: چون همه چی تقصیره تو عه
هانما:: ببینم این حرفی نیست که کازوتورا بهت میزنه؟
کازوتورا یکم دور تر:: همتون خفه شیننن
هانما:: تو چیمیگیییی چرا همه اسکل شدننن
مایکی باز لگد زد و دوباره هانما جلوشو گرفت*
هانما:: خو اسکلی وقتی میدونی جلو لگدتو میگیرم باز لگد میزنی
مایکی:: خیلی *****
چیفویو:: یعنی تو نمیدونی چیکو کجاست ها؟
هانما:: من چیکار خواهرت دارم اخه
میتسویا:: ببینم چیفویو اخرین بار چیکو کجا وایستاده بود؟
چیفویو:: نزدیکه زیر شیر وونی
تاکمیچی:: خودشههه ما نرفتیم خونه رو بگردیمم شاید تو خوده خونسسس
مایکی:: تاکه راست میگه
باجی:: پس باید بریم خونه
رفتن خونه و خونرو گشتن*
دراکن:: همه جارو گشتیم به جوز زیر زمین و زیر شیر وونی
چیفویو:: چاره ای نداریم باید اونجا هم بریم
چیفویو:: باجی و مایکی با من میریم زیر زمین مایکی تاکه دراکن شماها زیر شیر وونی
میتسویا:: من چی
چیفویو:: تو همین جا بمون اگه چیزی دیدی بهمون بگو
گذشت و گذشت و بعد چند دقیقه یه صدای خیلییی ترسناک از جایی که میتسویا بود اومد*
همه رفتن اونجا)
میتسویا هم غیب شده بود*
مایکی:: ه... ها...
ادامه دارد.....
- ۷.۳k
- ۲۳ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط