{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زخمم بزن

زخمم بزن،

که زخم مرا مرد می کند

اصلا برای عشق سرم درد می کند

زخمم بزن که لااقل این کار ساده را

هر یار بی وفای جوانمرد می کند

آن جا که رفته ای خودمانیم هیچ کس

آن چه دلم برای تو می کرد می کند؟

در را نبسته ای که هوای اتاق را

باد خزان حوصله دلسرد می کند

فردا نمی شوی که نمی دانی عشق تو

دارد چه کار با من شبگرد می کند

خاکستر غروب تو هر روز در افق

آتش پرست روح مرا زرد می کند

عاشق بکش که مرگ مرا زنده می کند

زخمم بزن که زخم مرا مرد می کند
دیدگاه ها (۲)

.

.

عــشق...یڪ چیزِ قشنگیستخرابش نڪنیممعنے اش رنگ و ریا نیستخراب...

خواستم عاشق بی‌نام‌ونشانت باشمنگرانم نشوی تا نگرانت باشمگم ش...

می خوانمت تو را و نگاهت همی کنممی بینم این تو را و ببینم تو ...

«رویای بی پایان»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط