{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ⁶

بهش چسبیدم وخورد به دیوار
-میرم بیرون لباستو بپوش
+ب باشه
وای سکته کردم نزدیک بودااا
هوف خدا به خیر کنه

.....

پ.ک.ا( پدر بزرگ کوک و ات )
پس موافقید؟
+عا اره
-اره
پ. باشه پس دیگه حرفی نمی مونه...

یک ماه بعد...
ات ویو
دیگه خسته شدم دیگه نمیکشم نمیخوام ازدواج کردن با این پسر اشتباع اشتباهههه
هر شب دعوا هر شب بحث گیرای الکی دیگه نمیکشم
شبا اذیتم میکنه... غیرتی شدنش به کنار اصلا دیگه همه چیش رو مخمه..
-من اومدم
+خوش اومدی
-باز چیه؟
+چیه؟ چی گفتم مگه
-بجای اینکه بغلم کنی اونجا لم دادی چته؟
+وای کوک ولم کن اصلا حوصلتو ندارم!
-هه عجیبه
+چیش عجیبه ها؟
-هیچی میرم دوش بگیرم غذا امادس؟
+نچ
-تو خونه دقیقا چیکارم کنی؟
+به تو چه
-ات!
+هوف حالم خوب نبود به لطف شما!
-دیشب حقت بود چه ربطی داشت
+کوک ما عشق بینمون نیست چرا ول کن نیستی؟
دیدگاه ها (۳)

امتحان علوم دارمممم وای خدا 😐 ببین چقدر خوبم حال کنید حال ب...

چه چیز بدی داره که گزارش میکنید؟ خوشتون نمیاد خو نبینید انگا...

دلم نیومد نزارم ولی خب بازم از شنبه امتحانا شروع بشه دیگه نی...

پارت ⁵ افتادیم تو اب +وای کوک منو ول نکنا -نیشخند +کوک *بغض ...

☆راند اخر☆part 1ویوات: ات: از خواب بیدارشدم و ی دوش گرفتم ور...

part24 عشق پنهانسوهو : پس ازدواج کردین؟جونگ کوک: بلهسوهو: اس...

پارت ۱۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط